سوال و جواب متداول: بخش 1 (پاسخ به سوالات مطرح شده )
لطفاً در مورد غنا توضیح بفرمائید (غنا چیست و چرا حرام است)
با سلام
تمام صدا ها و آهنگ هایی که مناسب مجالس لهو و فساد است غنای حرام محسوب می شود.
لطفا در مورد نحوه آگاه سازی افراد از گناهان و اشتباهاتی که به آنها عادت کرده اند توضیح بفرمایید
با سلام
در ابتدا هر انسان در مقابل دیگری مسئول است و امر به معروف و نهی از منکر باید در جامعه اسلامی زنده بماند.ولی آنچه که مهم است این مطلب است که احتمال اثر نیز باید در نظر گرفته شود . اگر در امر به معروف و نهی از منکر احتمال الثر داده نشود از انسان با شرایطی ساقط می شود. آنچه مهم است همین احتمال اثر است معمولا افراد در اثر ندانستن راه های صحیح در همان وهله اول احتمال اثر را صفر فرض کرده و دست از آن بر میدارند.
چگونه می توان افسار بهم ریخته نفس را بدست گرفت و مدیرت کرد که دلیل بهم ریختگی آن افراط و تفریط است ؟
با سلام
در مورد نفس لطفا به مبحث نفس در صفات متقین در قسمت دانلود ها مراجعه نمایید .
ولی اجمالا عرض میکنم که نفس به خودی خود اماره بالسوئ است یعنی انسان را بهخ بدی ها امر می کند و آنهم بسیار امر میکند آنقدر امر او انسان را به بدی ها استمرار دارد که انسان به امر او تن در می دهد و امر بر انسان مشتبه میشود و فکر می کند سعادت در پیروی از اوامر نفس اسا. و زمانی که به اوامر نفس تن دهیم دچار افراط و تفریط خواهیم شد و این یعنی ویرانی خانه دل .
در مورد تقیه توضیح دهید .
« تقیّه » به معنای ترسیدن از خطر و اتخاذ رفتاری مناسبت با آن است.
شیخ صدوق در تعریف تقیه میگوید: « کتمان حق و پوشیده داشتن اعتقاد از مخالفان و ترک مبارزه با آنان، به دلیل ضرر دینی یا دنیوی که بیان حق ممکن است سبب شود.»
« تقیه » ریشهی قرآنی دارد و در آیه 28 سوره آل عمران صریحاً به آن اشاره شده است: « لا یتخذ المومنون الکافرون اولیاء من دون المومنین. و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شی الا ان تتقوا منهم تقیه و یخودکم الله نفسه و الی الله المصیر »؛ (مومنان نباید به جای مومنان، از کافران دوست بگیرند و هر کس چنین کند از (لطف و ولایت) خداوند بیبهره است، مگر آنکه نسبت به آنان تقیه کنید. و خداوند شما را از خویش برحذر میدارد، و بازگشت به سوی خداست.» امیرالمؤمنین علیه السلام به شیعیان خود می فرمود: در بین مردم مانند زنبور عسل باشید که پرندگان دیگر آنها را به حساب نمی آورند و سبک می شمارند، اما اگر میدانستند چه برکتی (عسل) در شکم آنها نهفته است، با آنها اینچنین نمی کردند. شما با زبان و بدن خود با مردم رفت و آمد کنید ولی قلبهای شما و اعمالتان از آنها فاصله داشته باشد.
امام سجاد علیه السلام نیز فرموده است: « کسی که دست از امر به معروف و نهی از منکر بردارد، مانند کسی است که قرآن را کنار گذاشته و به آن پشت کرده باشد، مگر اینکه در حال « تقیه » باشد.» سپس در تعریف « تقیه » فرمود:« تقیه آن است که از تجاوز و طغیان ستمگری بترسی.»
امام سجاد علیه السلام پس از ماجرای کربلا، به شدت مورد سوء ظن دستگاه اموی بود و مهمترین اصلی که او و شیعیانش را از شر اقدامات خشن امویها محافظت نمود، همین « تقیه » بود. این اصل در طول تاریخ اسلام همیشه باعث حفظ و بقای شیعه بوده است.
منظور از جنب الله چیست؟
امام باقر علیه السلام در ضمن خطبهای اهلبیت را معرفی مینمایند که ابن شهر آشوب در مناقب خود آن را ذکر نموده است که در این متن به ذکر آن خطبه پرداخته میشود:
«نحن جنب الله و نحن حبل الله و نحن رحمة الله علی خلقه و بنا یفتح الله و بنا یختم الله، نحن ائمة الهدی و مصابیح الدجی و نحن العلم المرفوع لاهل الدنیا و نحن السابقون و نحن الآخرون، من تمسك بنا لحق و من تخلف عنا غرق. نحن قادة المحجلین و نحن حرم الله و نحن الطریق والصراط المستقیم الی الله عزوجل و نحن من نعم الله علی خلقه و نحن المنهاج و نحن معدن النبوة و نحن موضع الرسالة و نحن اصول الدین و الینا یختلف الملائكة و نحن السراج لمن استضاء بنا و نحن السبیل لمن اقتدی بنا و نحن الهداة الی الجنة و نحن عروة الاسلام و نحن الجسور و نحن القناطر من مضی علینا اسبق و من تخلف عنا محق و نحن السنام الاعظم و بنا یصرف الله عنكم العذاب من ابصر بنا و عرفنا و عرف حقنا و اخذ بامرنا فهومنا.»
این خطبه شریفه اشاره به آیات قرآن و روایات قطعی از پبامبر اكرم صلی الله علیه و آله دارد.
ما جنب خداوند متعالیم. "جنب" به معنی پهلو است و عرب چنانچه از وجه كه به معنی صورت است اراده ذات میكند و از "ید" كه به معنی دست است اراده قدرت میكند، از "جنب"، اراده قرب میكند. و چون اهلبیت علیهم السلام منتهای قرب الهی را دارند به آنها جنب الله گفته میشود. این جمله امام باقر علیهالسلام اشاره است به آیهای كه در سوره زمر است: «ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله(1)؛ توبه كنید قبل از این كه بگوید ای وای به من و تفریط گری من درباره خدا.» بنابراین تفسیر، معنی چنین میشود كه میگوید: ای وای به من كه سر و كاری با اهلبیت نداش
منظور از اینکه خدا از نفس خود می ترساند چیست؟
پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله مىفرمايند: منظور از {٭«اَنْفُسَنا»٭} [[1]ــ سورهى آل عمران آيهى 61....] كه در آيهى مباهله است، على عليهالسلام است چرا كه ما هر دو از يك درختيم كه اين مضمون را در دعاى ندبه هم مىخوانيم.
پس نتيجه مىگيريم كه نفس پيغمبر، يعنى خود پيغمبر على است. هر جا كه على عليهالسلام است گوئى پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله است و هر جا پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله است گوئى كه على عليهالسلام است.
در تفسير برهان در تفسير همين آيه «وَ يُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ» [[2]ــ سورهى آل عمران آيهى 28 و 30....] كه خدا شما را از نفس خودش مىترساند. تعبير به نفس خدا از على عليهالسلام كردهاند.
در مسیر حرکت به سمت خدا چه مسائلی باعث خواب می شود؟
در مسیر حرکت به سمت خدا چه مسائلی باعث خواب می شود؟
در تمام مسیر باید هدف را دید و با روشنی هدف حرکت کرد . هر چقدر انسان از هدف غافل شود به همان اندازه در خواب است. غفلت از هدف نمونه هایی دارد مثل مشغول شدن به دنیا و آمال و آرزوهای خود را در دنیا جستجو کردن . انسانی که به آرزو های دنیایی دل خوش می کند در خواب عمیقی به سر می برد. مثلا کار می کنم که روزی فرزندانم را بدست آورم تا آنها هم درس بخوانند و در نهایت دکتر یا مهندس شوند بهد از دکتر یا مهندس شدن حقوق خوبی هم بگیرند و گذران عمر کنند و آنها هم برای فرزندان خود اینچنین باشند که من هستم.آخر کار به کجا می انجامد؟هیچ . همین میشود زندگی انسان . تعریف این نوع زندگی زندگی نیست بلکه همان مردگی است چون هیچ توجهی به هدف نداریم که همانا رسیدن به بندگی خدا و مقام شامخ خلیفه اللهی است.
انسان غمگین بهتر است یا شاداب؟
برای شادابی و همچنین برای غم باید دلیل داشته باشیم . هیچکدام بی دلیل نمیشود .
اگر دقت کنیم متوجه میشویم که انسان در این دنیا بی دلیل نیامده است . خدای تعالی او را خلق کرد و برای زندگی دنیای او وظیفه ای معین نمود و مقرر کرد که اگر او از این وظیفه عدول کند به غضب حق تعالی دچار خواهد شد. در قران کریم میفرماید :ما انسان را نیافریدیم مگر برای بندگی.پس انسان در این دنیا آمده تا بندگی خدا را بکند و هرچقدر از این وظیفه عدول کند به همان نسبت به سخط الهی دچار خواهد شد. و راه بندگی خود را هم به انسان آشکار نمود . از اول خلقت تا به الان انبیا و اولیا و ائمه اطهار آمدند تا راه بهتر بندگی خدا را به انسان بیاموزند و این انسان کمتر به سمت بندگی خدا حرکت نمود و برعکس به سمت بندگی شیطان و هواهای نفسانی خود و مردم حرکت نمود و همین باعث خسران مبین او شد . حال قضاوت با شماست آیا انسان باید شاداب باشد یا غمگین؟
چگونه می توان معرفت خود را در جهت ورود به ملکوت بالا برد؟
چگونه می توان معرفت خود را در جهت ورود به ملکوت بالا برد؟
معرفت یعنی شناخت. برای رسیدن به شناخت باید راهی طولانی طی نمود. و باید بدانیم که این راه راه خداست چرا که ملکوت یعنی عالم ماورای ماده و تنها حاکم بر آن خدای تعالی ست و از مسیر غیر الهی نمی توان به ملکوت عالم دست پیدا کرد.حرکت در این مسیر رابطه مستقیم با پاکی انسان دارد. هر چه انسان پاکتر باشد ورود بهتری در این عالم خواهد داشت.هر چه انسان از رذائل روحی پاکتر باشد به همان نسبت پرده های حجاب از برابر دیده باطن او برکنار خواهد شد و او نظاره گر عالم ملکوت خواهد بود.
چگون ما مطالب اعتقادی و احکام را در جانمان بگسترانیم و با آن زندگی کنیم نه مثل حفظیاتی باشد که بعد از مدتی فرام
با سلام
کوتاه و مختصر باید عرض کنم تنها راه عمل به علم است.هر چه میدانیم و به
درستی آن یقین داریم باید عمل کنیم تا در پرتو عمل صحیح خدای تعالی به علم و در پی آن به عمل ما بیغزاید. انشاالله
صبر شیرین چرا از زندگیها یمان رخت بر بسته و زود به کرسی قضاوت می نشینیم
با سلام
هر صفت خوبی در وجود انسان زمانی ظهور پیدا میکند که صفت ضد آن از مملکت وجود رخت بربسته باشد . به هر اندازه که صفت زشت از وجود انسان دور شده باشد به همان انداره صفت مخالف آن که خوب است فرصت خود نمایی پیدا میکند . تا زمانی که عجله با تمام ابعادش در انسان حکومت میکند دیگر جایی برای عرض اندام صبر نمی ماند چه بماند از نوع شیرینش باشد.
کسی که در واجبات دینی مشکلات اساسی دارد آیا می تواند سالک الی الله باشد؟
با سلام
کسی که نمی تواند واجبات خود را درست انجام دهد باید خود را مقید به انجام واجبات کند و محرمات را ترک کند . که انجام واجبات و ترک محرمات اول قدم در حرکت به سمت خدای تعالی است.
دلیل بی توجهی انسان به قداست و بزرگی روح چیست ؟
با سلام
اگر بخواهیم کوتاه و مختصر عرایضی داشته باشیم میتوان گفت دلیل عمده این بی توجهی مشغولیت بیش از حد انسان به دنیا و لذات زود گذر آن است که انسان را از عالم بالا و معنا غافل میکند . اگر انسان میخواهد توجهی به روح و قداست آن داشته باشد باید از اشغالات خود به دنیا بکاهد و بیشتر به ملکوت عالم بپردازد.
انسان چگونه می تواند خجالت از افراد را کنار بگذارد تا راستگوی کامل باشد?
با سلام
در سوال فوق تنها مشکلی که افراد بدان مبتلا هستند این است که در رابطه هایی که با افراد مختلف برقرار می کنند از همان ابتدا دچار مشکل هستند .
دوستی ها را باید بر اساس دوستی خدا برقرار کرد و هر دو دوست باید بر پایه محبت حق تعالی باهم دوست شوند . اینجا دیگر رابطه بر پایه خواست خدای تعالی است و هر جا که خدا نخواست حرکت نمی کنند و اولویت با خداست نه خواست و سلیقه فردئ.
اینجا دیگر خجالتی نیست و خواست خدا بر همه چیز مقدم است.
آیا ولایت خدا بر پیامبر اکرم ، ولایت مخصوصی بوده است ؟لطفا توضیح دهید متشکرم .
با سلام
در جواب باید عرض کنم که تمام خلقت بر پایه ولایت ماندگار است.
هر کسی به هر اندازه ای که ولایت را پذیرفته به همان اندازه ماندگاریش بیشتر است.در عالم خلقت از همه بیشتر وجود پیامبر مکرم اسلام ولایت خدای تعالی را پذیرفته است . و حق تالی نیز بالاترین ولایت را بر آن وجود مکرم دارد بر همین اساس پیامبر اسلام معصوم است.
کاربران عزیز می توانند سوالات خود را در بخش پیغام گیر ارسال نمایند ................................................................. تلفن تماس : 09125843247